لحظه های تنهاییم را آهنگ این روزهایم پر میکند
حس می کنم دارم سپری می شوم
یک چیزی شبیه جدا شدن از گرمای مطلوب یک آغوش
تمام شدن یک بوسه ، از دست دادن یک خاطره
یا به پایان رسیدن بارانی که به شیشه میخورد
با قدم های کوچک و سریع ام سالها را پشت سر می گذارم
عاشق می شوم، کار می کنم، دست هایم را به دیگری هدیه می دهم
دور میریزم تمام دوس داشتن هایی رو که میگویم و میشنوم
گاه و بی گاه ، قدم به قدم از جلوی تمام خاطره هایمان عبور میکنم
و به شیرینی آن روزها به تمامشان لبخند میزنم
لبخندی به تلخی همه ی روزهایی که بدون تو گذشت
بعد از تو همه ی ابرها، ستاره ها ، آدم ها، پرندگان رفتند

ما را در سایت آخرین اشتباه من دنبال میکنید
برچسب: گاه و بی گاه,گاه و بی گاه در هر فرصت,گاه و بی گاه پر از,گاه و بی گاه شقیقه,گاه و بیگاه پر از پنجره های خطرم,گاه و بیگاه پر از پنجره,گاه و بی گاه جز من نخواه,وبلاگ گاه و بیگاه,ای صمیمی ای دوست گاه و بیگاه,رمان گاه و بیگاه, نویسنده: بازدید: 91